قلم ایده آل- شهین صادقی-حجاب از جمله اموری است که در شرایع پیش از اسلام چون یهود و مسیحیت و مللی چون هند، روم و ایران وجود داشته و از جمله تأسیسات اسلام به شمار نمیرود ولی اسلام برای اصلاح وضعیت زمان ظهور خود احکامی را وضع نمود تا با آن، اصلاح و رستگاری دنیا و آخرت آنها تأمین شود.
حجاب زن از آن نظر اهمیت دارد که نه تنها حافظ اخلاق و تجسم تقوی و عفت در سطح جامعه است، بلکه وجود چنین حکمی در اسلام، نوعی بزرگداشت زن مسلمان و محفوظ نگهداشتن وی از نگاههای مردان است، پس از نظر اسلام، حجاب و حفظ حریم زن، یکی از حقوق زنان است که هم باید خود آن را رعایت کنند و هم مردان به آن احترام بگذارند. و اگر زنان غیرمسلمان آن را حفظ نکنند، مردان در مورد حفظ احترام آنان وظیفهای ندارند، چنانکه در روایتی از رسول خدا (ص) نقل شده که فرمودند: “لیس لنساء اهل الذمه حرمه لا بأس بالنظر الیمن ما لم یتعمد ذلک”،یعنی زنان غیرمسلمان چون در حریم دینداری و ایمان نیستند، نگاه کردن به آنها تا وقتی به قصد لذت بردن نباشد، اشکال ندارد.
بنابراین مسئله حجاب یکی از مسائل مهم در اسلام است که هم زن و هم مرد باید آن را رعایت کند و هم به آن احترام بگذارند.(1)
حجاب به معنا پوشش بیرونی و عفاف به معنا پوشش درونی ، این دو عامل باعث سلامت جامعه است و در صورت نبود این دو موجب به وجود آمدن مشکلات و اثرات مخرب زیادی درجامعه خواهد شد.
حجاب به عنوان یک خواسته فطری است که محدود به اسلام نیست. خالق بشر که بر تمای اسرار و رموز آفرینش، عالم خبیر است، زیبایی، امنیت، رشد و تعالی انسان ها به خصوص زن را در عفاف و حجاب دانسته است، آیات نورانی قرآن کریم ضرورت این حکم الهی را به نحو مطلوب تبیین کرده است، مسأله حجاب که یک دستور دینی است از مسائل مهم جامعه ماست و با بسیاری از مسائل پیوند خورده و دارای ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. این مسأله ازآن جهت که خطابش با زنان است، به نیمی از جمعیت جامعه مربوط است و از آن جهت که در تنظیم روابط زن و مرد نقش دارد، به همه افراد جامعه مربوط می شود رعایت حجاب نه تنها برای خود زن ارزش آفرین است، بلکه باعث حفظ ارزش های انسانی، جامعه، مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب، کاهش چشمگیر مفاسد فردی و اجتماعی، آرامش و پایداری نهاد مقدس خانواده و استیفای نیروی کار در سطح جامعه… است. از آن جا که این موضوع نقش بارزی درکاهش آسیب اجتماعی دارد سعی شده با رویکرد به جایگاه نهاد خانواده نقش آن در پایداری اجتماع ارائه گردد.(2)
رمز بقاء و سقوط یک ملت از دیدگاه وحی، عقل و تجربه، رعایت ارزش ها و هنجارهای اخلاقی یا عدم رعایت آن هاست.
سلامت و رشد فرد و اجتماع نیز در پرتو رعایت قوانین الهی و هنجارهای اخلاقی است. همچنین حجاب که امری فطری است، برای حیات اجتماعی انسان ضرورت دارد؛ اما در قرن حاضر، پدیده نابهنجار بد حجابی رو به افزایش است که خود، عامل بروز ناهنجاری های اخلاقی و رفتاری در حیطه فردی، خانوادگی و به تبع آن اجتماعی گردیده است؛ لذا بررسی آن ضرورت می یابد تا بتوان در جهت توسعه فرهنگ حجاب، شبهه زدایی، پرورش بُعد شناختی افراد از آثار و فواید حجاب در پیشرفت اخلاقی آنان و در نتیجه کاهش ناهنجاری های اخلاقی در حوزه فردی، خانوادگی و اجتماعی و قرب الهی گام هایی برداشت.(3)

یک دکترای جامعه شناسی در گفتگو با گیتی آنلاین عنوان کرد: داشتن پوشش مناسب به ویژه در مجامع عمومی یکی از دغدغه های جامعه دینی، به ویژه جامعه اسلامی ایران است. نبود گرایش به حجاب مناسب و منطبق با ارزش های اسلامی، از مسئله ها و معضلات امروزین جامعه محسوب می شود.
پروانه بیاتی ،دکترای جامعه شناسی گرایش مسائل اجتماعی ایران و همچنین پژوهشگر حوزه زنان و خانواده تصریح کرد: احیا و ترویج ارزشهای اسلامی، شرط لازم برای حاکمیت شرع مقدس اسلام در نظام جمهوری اسلامی ایران است.
او ادامه داد: دین مبین اسلام برای زندگی انسانها در بعد مادی و معنوی، دستورهایی جامع و الگو هایی شایسته و برتر در نظر گرفته است تا انسانها بتوانند در پرتو بهره گیری از آنها، در مسیر سازندگی و تکامل خویش گام بردارند و سعادت دنیا و آخرت را به دست آورند.
بیاتی اظهار داشت: داشتن پوشش مناسب به ویژه در مجامع عمومی یکی از دغدغه های جامعه دینی، به ویژه جامعه اسلامی ایران است. نبود گرایش به حجاب مناسب و منطبق با ارزشهای اسلامی، از مسئله ها و معضلات امروزین جامعه محسوب میشود.
به گفته بیاتی، حجاب از ارزنده ترین نمودهای فرهنگی، اجتماعی در تمدن ایران اسلامی است که پیشینه آن به قبل از ورود اسلام بازمیگردد، اما در فرهنگ اسلامی به اوج تعالی و متنهای ارزش و اعتبار خود میرسد.
این پژوهشگر حوزه زنان و خانواده گفت: امروزه در گستره تحولات جهانی و نزدیکی مرزهای فرهنگی در مناسبات اجتماعی، بحث حجاب و پوشش به مثابه نماد فرهنگی، اجتماعی زنان مسلمان، جایگاه ویژهای در فرآیند مطالعات جامعه شناختی دوران پست مدرن دارد.
بیاتی با اشاره به اینکه مترادف دانستن پوشش با حجاب، از پیچیدگی های این مسئله است، خاطرنشان کرد: برخی از اندیشمندان غربی معتقدند در زبان عربی هیچ معادل واحدی چون پوشش وجود ندارد. بنابراین تمایز نهادن میان این دو واژه مهم است؛ زیرا حجاب دارای بار معنایی اسلامی و دینی است.
او می گوید: عفاف نیز از جمله واژههای مرتبط و نزدیک به معنای حجاب است که به معنای حالتی درونی و نفسانی که مانع غلبه شهوت است و همچنین در معنای خویشتن داری از مورد غیر حلال و زیبا، به کار رفته است.
این حوزه فعال جامعه شناسی در همین زمینه می گوید: عفاف و پاکدامنی حالتی نفسانی است؛ یعنی رام بودن قوه شهوانی تحت حکومت عقل و ایمان، تحت تاثیر قوه شهوانی نبودن است که اختصاص به مکان و زمان خاص ندارد اما حجاب یک حکم و تکلیف شرعی و دینی است که ریشه و خاستگاه آن، فضائل اخلاقی چون عفت است.
او همچنین می گوید: دین اسلام به عنوان اکمل و خاتم ادیان بحث حجاب و پوشش را به صورت بسیار جدی مورد تاکید قرار داده است. همچنین آیات ۳۰ و ۳۱ سوره نور، آیه ۶۷ سوره نور، آیه ۳۳ سوره احزاب، آیه ۵۳ سوره احزاب، این موارد تنها آیات اصلی مربوط به بحث حجاب و پوشش در قرآن کریم به عنوان منبع اصلی احکام اسلامی است که مورد اشاره قرار گرفت.
به گفته وی، آیات متعدد دیگری به بحث حجاب و عفاف از قبیل نوع و میزان پوشش، نگاه به نامحرم ، حرف زدن با نامحرم، چگونه راه رفتن وجود دارد. همچنین در نگاه رهبر انقلاب اسلامی حیا و عفاف علاوه بر آنکه حکم و دستوری الهی است یکی از عوامل اقتدار ملی نیز هست که دشمن آن را هدف گرفته است.
پروانه بیاتی به خبرنگار ما گفت، هدف دشمن این است که، ایمان و حیا و عفاف را از بین ببرد. توطئه هایی که در سالهای اخیر و با طرح کلید واژههایی چون، حجاب اجباری و عملیات روانی، میدانی و تبلیغاتی پیرامون آن در پی حیا زدایی و مبارزه با حجاب و عفاف در ایران اسلامی است.
وی در همین زمینه تصریح کرد: از سویی گزارش مرکز پژوهشهای مجلس در خصوص تغییر ارزشمندی حجاب از شرعی به عرفی، عنوان می کند که حجاب شرعی برای ۳۵ درصد از افراد جامعه ارزشمند است و تقریباً ۶۵ درصد از زنان حجاب عرفی را ارزشمند دانستند.
این فعال حوزه جامعه شناسی بیان کرد: در واقع نوعی حس بی رغبتی در خصوص حجاب شرعی در میان بخشی از افراد جامعه ایجاد شده است که موجب میشود زنان بین دو گزینه حجاب عرفی و شرعی، حجاب عرفی را انتخاب کنند.
او در این خصوص خاطرنشان کرد: همچنین در بخش جمعیت بالای بد حجابان کم آسیب نتایج تحقیقات متعدد نشان میدهد که بیش از ۸۵ درصد از جمعیت افراد بد حجاب در گروه بد حجابان کم آسیب قرار دارند که به لحاظ ذهنی خود را محجبه می دانند.
وی تصریح کرد: تحقیقات در خصوص کانون های بحران بد حجابی نشان میدهد افراد تحصیل کرده جوان ساکن شهرهای بزرگ و کلان شهرها که عمده مصرف فرهنگی آنها تماشای ماهواره و فیلمهای سینمایی داخلی و خارجی است، بیشترین زنان دچار آسیب و ناهنجاری را در موضوع حجاب دارند.
او همچنین در این زمینه اظهار داشت: قشر اصلی و هسته کانونی بد حجابی در کشور که طراح اصلی حرکتهای ضد حجاب، کنش گران و بازیگران اصلی این صحنه هستند، دارای ویژگیهایی هستند که اتخاذ یک سیاست بسیار هوشمندانه، منعطف و سیال را ضروری میسازد.
پروانه بیاتی پژوهشگر حوزه زنان و خانواده این چنین می گوید: در صورتی که قرار باشد اقدامی در خصوص حجاب انجام گیرد، این اقدام باید معطوف به نقطه کانونی آسیبزا به مسئله حجاب، یعنی کاهش ارزشمندی آن باشد. به نظر میرسد در چنین فضایی کار بست مداخله و بازاریابی اجتماعی در پیشگیری از بد حجابی در جامعه، سبب تغییر داوطلبانه رفتار مخاطبان هدف میشود.
به گفته وی، بازاریابی اجتماعی مجموعه ای از ابزارهای قابل کنترل است که با مدیریت یکپارچه و منسجم آنها می توان باورها و نگرشهای مخاطبان هدف را اصلاح کرده تا رفتارهای مطلوب در سطح جامعه نهادینه شود.(4)

رابطه بد حجابى با آسیب اجتماعى
ابتدا باید آسیب اجتماعى را معنا کرد. بنا به تعریف، آسیب اجتماعى به نوعى عمل فردى یا جمعى گفته مىشود که در چهارچوب اصول اخلاقى و قواعد جمعى به صورت رسمى یا غیر رسمى مورد رعایت قرار نگیرد و در نتیجه با منع قانونى یا قبح اخلاقى جامعه روبرو مىگردد
بنا به این تعریف، چون حجاب اسلامى در چهارچوب اخلاق دینى قرار مىگیرد. عدم رعایت آن نوعى آسیب اجتماعى ساده تلقى مىگردد. حال این آسیب خود داراى مراتب و دستهبندىهاى خاصى است.
پیامدهای ناگوار بدحجابی بر اجتماع طلاق و تهدید خانواده
از پی آمدها ی زیان بار رعایت نکردن عفاف و حجاب، طلاق و جدایی زن و شوهر و از هم پاشیدن نظام خانواده است؛ طلاق در نظر اسلام مبغوض ترین حلال می باشد که تنها در صورت اختلافات حل ناشدنی ضرورت می یابد. معیارهایی از قبیل ایمان، آراستگی به فضایل اخلاقی و انسانی، اصالت خانوادگی و امثال اینها را برای انتخاب همسر شایسته، مقرر فرموده و حقوق و وظایفی را برای زوجین مشخص کرده است. برای طلاق نیز شرایطی معین کرده که شامل بعد از آن، هم چون رجوع و بازگشت دوباره شوهر به زندگی مشترک می شود، همه اینها مربوط به خانواده است.اما آنچه به اجتماع باز می گردد، سلامت و امنیت جامعه از هر گونه اقدامات منافی عفت و حیا است.
هوس مداری در خانواده
اساسا طلاق در اثر اختلافات عمیق زن و شوهر تحقق می یابد که عمدتا از خودخواهی و هوس ناشی می شود.
عامل بسیار موثر و سازنده در شخصیت الهی انسان، عفت عمومی، سلامت و پاکی جامعه از عوامل غفلت آفرین و هوس آلود و ناپاکی ها است که عمده آنها هتک حریم حجاب و پوشش عفیفانه و ضعف غیرت و عفت دختران احساس مسئولیت پدران و مادران و شوهران آنها می باشد که افراد جامعه را به سمت هوس های نفسانی سوق داده و باعث تباهی اخلاق آنان می گردند؛ در نتیجه حق محوری جای خود را به هوس بازی و خودخواهی می دهد که عامل اصلی بروز اختلافات و در نهایت طلاق است.
چشم چرانی و مقایسه با همسر
هرگاه زنان با ظاهری آراسته و بدن نما در جامعه حاضر شوند، مردان عادی با چشم چرانی و مشاهده زیبایی های ظاهری و مقایسه همسران خویش با این زنان …که طبیعتا میوه تلخ آن بی رغبتی یا کاهش محبت به همسران خود می باشد- زمینه بهانه جویی مردان و عیب جویی وتحقیر و بی احترامی به زنان خویش و درنتیجه بروز اختلافات، ایجاد شده و در نهایت به طلاق و جدایی کشیده می شود.
شهوت طلبی و لذت گرایی
ازدواج،پیوند واتحاد و مصاحبت جسمی زوجین است و این اتحاد در صورتی محقق می شود که دو روح در ابعاد والای انسانی از سنخیت و شباهت برخوردار باشند. آزادی غیر معقول زنان- که آزادی در اسارت هوا و هوس است- شعله های هوس و شهوت را در مردان بر می فروزد و لذت گرایی را در آنان رشد می دهد.لذا عده ای برای تأمین خواسته های شهوانی بی حد و مرز خود با ترفندهای گوناگون، همسران خویش را طلاق می دهند تا به خودخواهی و شهوت حیوانیشان پاسخ مثبت بدهند!
دوستی های نامشروع
حضور تحریک آمیز زنان درصحنه اجتماع، از یک سو باعث ایجاد روحیه شهوانی در مردان، در نتیجه رواج دوستی با صنف مخالف و روابط نامشروع می شود؛ به گونه ای که علاقه آنها به همسران خود کاهش می یابد و در نتیجه پایه و رکن زندگی شیرین متزلزل می گردد.
غفلت از معیارهای اصولی در گزینش همسر
خودنمایی دختران سبب انتخاب و گزینش غلط و نادرست آنان در ازدواج می گردد، و غفلت از معیارهای اصولی و سازنده درانتخاب همسر، مانع واقع بینی شده و در نتیجه پس ازازدواج و گذشت مدت زمانی متوجه شکست در ازدواج شده و به تدریج میان آنان و شوهران شان فاصله می افتد و سرانجام کارشان به طلاق کشیده می شود
فریب ظواهرآراسته
و انتقام جویی خودآرایی و نمایش جاذبه های زنانه موجب می شود جوانان مجرد، از ظواهر آراسته و آرایش شده آنها فریب خورده و شیفته آنها گردند وپس از ازدواج و چند روز و سال دریابندکه همسرشان شایسته محبوبیت نبوده و در این پیوند زناشویی ناموفق بوده و دچار زیان شده اند. دراین صورت عشق تبدیل به نفرت دشمنی می شود و درصدد انتقام بر می آیند و ضمن تحقیر سرزنش و عیب جویی و سوءظن به همسران خود، درنهایت آنان را طلاق می دهند.
گرایش مردان به چندهمسری
از ویژگی های زنان، انحصارطلبی درمعشوق و محبوب بودن است؛ اقتضای یگانه معشوقه بودن زن آن است که قلب همسرش کسی جزاو را نخواهد و قلبش تنها در گرو محبت و عشق او و فرزندانش باشد و هرگز سراغ زن دیگر –هوو- نرود ؛ اگر چه این میل طبیعی باید تعدیل شود.زندگی تک همسری بهتر وبا صفا تر است، مگر در مواقع ضروری و با رعایت شرایط خاصی بویژه شرایط عدالت که در قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام برآنها تاکید شده است.اما بحث در ازدواج های غیرمنطقی وغیرضروری است که بدون تردید علت آن هوس بازی و شهوت رانی است اما نباید فراموش کرد که غالبا منشأ چنین ازدواج هایی جلوه گری و پوشش های تحریک آمیز زنان است؛ به عبارتی بد حجابی و خودنمایی زنان با تحریک پذیری و ایجاد شهوت و هوس در مردان ارتباط مستقیم و تنگاتنگی دارد؛ امکان ندارد تحریک جنسی درجامعه باشد اما در مردان عادی جامعه که از کنترل چشم و تقوای لازم برخوردار نیستند، هوس و میل به کام جویی ایجاد نکند و همین هوس و میل هاست که درمردان تک همسر گرایش به ازدواج مجدد را پدید می آورد، زیرا چنین مردانی با دلدادگی و مجذوب شدن به جاذبه های آشکار زنان، اندک اندک به ازدواج با آنها تمایل نشان می دهند که با کاهش محبوبیت همسر قبلی ملازم و همراه است و یا چه بسا محبت او را از دل خارج نموده وتنها به همسر جدید خود می اندیشند و دل می بندند.بدیهی است کاهش محبوبیت فشارهای روحی و اختلال های روانی و جسمی را برای زن اول وفرزندان او ایجاد می کند.

ایجاد اختلال روانی و عصبی
بیماری های روحی و اختلال های روانی و عصبی ناشی از چند عامل است که ریشه عمده آن ها را باید در جامعه هوس آلود وخودنمایی زنان جست و جوکرد دراین جا آنها را برمی شماریم:
الف- محرومیت از نیازهای ضروری جسمی و مادی
ب- عدم تأمین نیازهای عالی روحی
ج- انحراف از فطرت انسانی و مسیر طبیعی غریزه جنسی
د- شهوت طلبی افراطی و غیرقابل کنترل
محرومیت از نیازهای ضروری جسمی و مادی(اختلالات روانی)
عواطف انسانی دراثر گرایش به سمت بی بندو باری ها و شهوات ودنیا زدگی تضعیف گشته و در نهایت از امور انسانی والهی همانند کمک به محرومان و نیازمندان جامعه غفلت خواهد شد.اصولا منشأ فقرها و محرومیت ها همانا نظم و بی عدالتی و نرسیدن طبقه محروم و کم درآمد به حقوق مسلم خود است که محصول عواملی از جمله غفلت طبقه مرفه از مبدأ و معاد فریب خوردن از جاذبه های دنیایی و تحریکات جنسی می باشد، لذا در زمان حکومت حضرت مهدی (ع) این نوع فقر اقتصادی رخت برمی بندد.
عدم تأمین نیازهای عالی روحی (اختلالات روانی)
همان گونه که کم توجهی به نیازهای جسمی و بدنی، سلامت بدن و چه بسا حیات طبیعی انسان را در معرض خطر قرار می دهد،بی اعتنایی به نیازها و خواسته های روحی و قوانین مربوط به روان هم سلامت روح و شخصیت را مختل کرده ، حیات معنوی آن را در معرض خطر قرار می دهد ،کشاندن افراد به سمت شهوات و تمایلات غیر معقول نفسانی از طریق تحریکات جنسی زنان وامثال آن ، موجب بی اعتنایی و یا کم توجهی به نیازهای باطنی و روحی می شود؛ به همین دلیل بیماری خود فراموشی و ازخود بیگانگی از شایع ترین بیماری های روحی است که اکثر افراد بشر دچارآن هستند و عمده اختلال ها و بیماری های روانی و مشکلات جوامع بشری ناشی از آن است.
انحراف از فطرت انسانی و مسیر طبیعی غریزه جنسی (اختلالات روانی)
به طور کلی هر حرکتی که برخلاف ساختار فطرت و طبیعت آدمی باشد،ضربه و زیان بزرگی بر گوهرشریف روح و جسم است انحرافات جنسی نیزکه عمده ترین عامل آن لاقیدی و بدحجابی است، هرکدام منشأ اختلال ها و بیماری های روانی و عوارض نامطلوب جسمی خواهد بود.
شهوت طلبی افراطی و غیرقابل کنترل (اختلالات روانی)
غریزه جنسی از نظر حرارت جسمی ظرفیت محدودی دارد،به همین دلیل غریزه جنسی با یک همسر ارضا می گردد ، اما از نظر روحی ممکن است به صورت عطش نفسانی درآید و گنجایش نامحدود و ارضا نشدنی پیدا کند.این حالت غالبا به خاطر کنار زدن حریم ارزشی حجاب و معاشرت های آزاد و سهولت اطفا و ارضای شهوت از راه نامشروع به وجود می آید. و از آن جا که آرزوها وخواسته های نفسانی نامحدود دردنیای محدود محقق نمی شود لذا در اثر احساس محرومیت تعادل روحی و روانی خویش را ازدست داده و گرفتار انواع بیماری ها و اختلال های روانی خواهد شد!
سلب امنیت زنان(پیامدهای ناگوار بدحجابی بر اجتماع)
امنیت جنسی، جانی و آبرویی زنان در جامعه از مهمترین نیازهای اجتماعی آنان است. این امنیت با توجه به ویژگی های خاص آنان چه از بعد جاذبه های جنسی، جسمی و رفتاری که خداوند برای تحقق و تداوم مقام معشوقه بودن در خانواده به آنان ارزانی داشته و چه از جهت ضعف جسمانی در مقایسه با مردان که آن هم ناشی از لطافت، ظرافت و جمال آنهاست از اهمیت بسیاری برخوردار است.عفاف باطنی و فطری زن، زینت گوهر روح و دژ محکم امنیتی اوست و عامل حجاب کامل و عدم اختلاط با مردان ضامن کنترل غریزه ها و میل های او و حافظ بهداشت و سلامت روانی، اخلاقی و غریزی افراد جامعه و بالاخره باعث تأمین امنیت اجتماعی زن است.

شیوع انحراف جنسی (پیامدهای ناگوار بدحجابی بر اجتماع)
انسان ها- اعم از مرد و زن – دربرابر غریزه جنسی به سه گروه تقسیم می شوند:
۱- کنترل و تعدیل درسایه تقوای الهی واشباع آن از راه ازدواج؛
۲- افراط و زیاده روی و انحراف؛
۳- تفریط و بی توجهی به این میل نفسانی؛
در حقیقت این افراد به فلسفه حقیقی پوشش پی نبرده اند و دلیل حکیمانه این حکم الهی را ندانسته اند و با جهل خود مانع تحقق فلسفه حکیمانه آن در جامعه شده اند، در واقع این افراد مسئول بسیاری از اثرات بد عمل نکرد به این تدبیر حکیمانه الهی اند چراکه با ترویج بدحجابی و تمسخر و استهزاء افراد با حجاب؛ اولین نطفه های مشکلات و ناهنجاری های اجتماع را ایجاد کرده اند و در گناه افرادی که این مشکلات را با بدحجابی و بی حجابیشان بر جامعه تحمیل می کنند سهیم و شریکند.(5)
منابع و مواخذ :
1-ایلام رویداد
2-شبکه بهداشت و درمان مبارکه
3-خبرگزاری حوزه
4-گیتی آنلاین
5-شبکه بهداشت و درمان مبارکه