قلم ایده آل- شهین صادقی- صدای اذان صبحگاهی محله را پرکرده، ناخدا علی نماز صبح را که می خواند کمر همت برای یافتن روزی حلال می بندد و روزی دیگر برای صید رزقی حلال ،دل به دریا می زند.
ساحل زیبای قشم انتظار او و یارانش را می کشد. دریا در تموجی سکر آور است و امواج به آرامی تن زخمی ساحل را نوازش می کنند، مردان جزیره بازوان را به رقص وا می دارند و ناخدا سکان لنج را با امید به کسب روزی حلال به سمت دریای بیکران خلیج فارس می چرخاند تا باری دیگرلبخند زندگی را در تورخویش صید کند.
لنج صیادی نا خدا علی بر امواج دریا دست به دست می شود و سینه سترگ و سختش را بر دل دریا می ساید وگوش سپرده به نوای دلنشین دریا پیش می رود.
جزیره قشم بزرگترین جزیره ایران و شیلاتی ترین منطقه کشور است که همیشه برای صید و صیادی از گذشته تا به امروز حرف ها برای گفتن داشته و دارد.
پس از چند روز تلاش بالاخره فرصتی پیش می آید تا با ناخدا علی اسلامی رمچاهی که یکی از صیادان خوشنام جزیره قشم است به گفتگو بنشینم.

ناخدا علی می گوید؛ دریا از سالهای کودکی تا کنون که پا به دهه پنجم زندگی خویش گذاشته رفیق وفادارش بوده است. وقتی آرام است یعنی بیایید و روزیتان را از دل من به دست آورید اما وقتی عصبانی و خشمگین است نباید پا به غوغای درونش گذاشت باید استراحت کرد تا آرام شود.
او دریا نوردی و صیادی را به صورت مورثی از پدرش دارد و می گوید ؛در هرمزگان به ویژه در نوار ساحلی و خصوصآ جزایر، اصلی ترین شغل مردم صید و صیادی و دریانوردی بوده و هست ،در اصل می شود گفت ؛این شغل موروثی است من هم پدرم صیاد بوده و از نوجوانی برای صید دل به دریا زده ام.
نگاهی پر از عشق و محبت به رفیق قدیمیش “دریا” می اندازد و دریا نیز با موجی که تن چوبی لنج را نوازش می کند پاسخش را می دهد، با دست اشاره به پهنه دریا می کند وادامه می دهد؛ ماهیان آب های اطراف جزیره قشم صادراتی و بسیار قیمتی بمانند یک گنجینه هستند .

او اضافه می کند؛ اطراف جزیره قشم ماهی ها یا صخره زی هستند یا در سطوح گلی زندگی می کنند. وقتی برای صید به نوار ساحلی شمال جزیره قشم می رویم یعنی بین جزیره قشم وبندرعباس تا بندر لنگه که می شود روبه روی آخر نقطه قشم یعنی”باسعیدو”،ماهیان بسیار قیمتی و صادراتی از قبیل حلوا سفید، میگو،میش ماهی وشوریده میهمان تورمان می شوند. اما در ساحل جنوبی یعنی از قشم تا روستای”باسعیدو”که بیشتر سطح دریا کاملا صخره ای و به دریای آزاد نیز متصل است گونه های ماهی بسیار متفاوت است از تن ماهیان، ساردین و متو ماهیان، سنگسر، هامور ،سرخو بگیر تا شیر ماهی را می توان صید کرد اماصید در ساحل شمالی آب های سرزمینی محدود تر است.
از ناخدا علی می پرسم، همه گونه های ماهی را می توان در هر فصلی در آبهای اطراف جزیره قشم صید کرد ؟ می گوید؛ صید هر ماهی فصل خاص خودش را دارد، مثلا صید میگو در اواسط مهرماه شروع می شود ویا صید ماهیان سطح زی مثل ریزمتو و ساردین ماهیان بیشتر در بهمن ،اسفند، فروردین و اردیبهشت است.
او ادامه می دهد؛ همانطور که هر ماهی در فصلی صید می شود، هر روش صیدی هم در فصل و صیدگاه خاص خودش کاربرد دارد. مثلاصید به روش گوش گیر یک فصل ،قلاب، محاصره ای، گرگور، انتظاری، لاین لاین، ترال، مشتا و… هر کدوم فصل خاص خودشان را دارند که ما صیادان قشمی بسته به فصل و صیدگاه از همه روش ها استفاده می کنیم.

همانطور که به آبی بیکران دریا چشم دوخته می گوید؛ یادم هست دردهه هفتاد با دو قایق بنزینی و به روش محاصره ای صید می کردیم در هر شناور 4 نفر بودیم که بعد از نماز صبح همراه با طلوع خورشید دل به دریا می زدیم.
ناخدا علی اضافه کرد؛ تور ها در دو قایق جدا از هم بود که پس از رسیدن به صید گاه و پیدا کردن “تن ماهیان” تورها را به هم متصل می کردیم و خودمان را با کشش آب و هوا تنظیم می کردیم و ماهیها را از دو طرف محاصره می کردیم که گاهآ باید چند بار تورریزی می کردیم تا موفق می شدیم.این کار هر روز ما بود و هیچ وسیله و ابزار صنعتی مثل وینچ و سرب که امروزه در ادوات صیادی به کار می رود نبود، برای همین سمت پایین تورهایمان تخته سنگ های سیمانی دو کیلویی بسته بودیم که به ردیف در قایق چیده می شدند.
او با لبخندی از سر غرور می گوید؛ یک ملوان قوی و زنگ باید همزمان با شروع عملیات محاصره این سنگ ها را به نوبت به داخل آب پرت می کرد اگر یکی از این سنگ ها درست به داخل آب پرتاب نمی شد و روی چوب پنبه های بالای تور می افتاد تمام زحماتمان به هدر می رفت و تمام ماهیان از آنجا خارج می شدند.
وقتی به ناخدا علی و کارش فکر می کنم واینکه او و همراهانش باید حداقل 10 روز یا بیشتر بی خبر از خانه و خانواده چشم به این پهنه بیکران آبی داشته باشند، متوجه می شوم که صید و صیادی دل و جرات می خواهد و امید و صبر زیاد، زیرا این حرفه نه شب می شناسد و نه روز.
او می گوید؛ حتی آنهایی هم که با شناور های کوچک مثل قایق های بنزینی بعد از نماز صبح به دریا می روند، معمولا تا غروب روی دریا هستند. بی آنکه از لحظه ی بعد خود باخبر باشند با امید به لطف و گرم خداوند با امواج برای به چنگ آوردن روزی حلالشان در نبردند.
ناخدا علی لابه لای صحبتهایش از سختی کار مردان دریا می گوید که یک روز مطابق روزهای گذشته ملوانان ها صبح زود آمده بودند زیرا عادت داشتیم زودتر از دیگر همکاران دل به دریا بزنیم و شب که هوا تاریک می شد به اسکله و ساحل بر گشتیمو این ادامه داشت تا اینکه روزی یکی از ملوانان به شوخی به بنده گفت :”ناخدا کاری می کنی که بچه های ما پدر خود را نمی شناسند”.
گفتم: چطور ؟
گفت:” صبح که به دریا می زنیم ، زودتر از همه می رویم. بچه ها خوابند، شب هم که برمی گردیم ساحل تا می رسیم به خانه بچه ها خوابند. چطور ما رو بشناسند؟”
برایم این موضوع جالب بود و باعث شد در زمان بازگشت از دریا کمی تجدید نظر کنم تا ملوانان بیشتر در کنار خانواده باشند.

او ادامه داد؛ یک ناخدا بر روی شناورکه با چندین ملوان سرو کار داردباید علاوه بر اینکه اقتدار و صلابت داشته باشد. همه چیز تحت کنترل اش باشد. باید با همه به خوبی،احترام ومنطق برخورد کند که بحمدالله در این سالها همیشه همه رضایت کامل داشتند و یک دل و یک صدا بودیم.
طبق گفته های ناخدا علی، میزان صید در هر سفر دریایی یکسان نیست. گاهی تور پر از ماهی و گاهی هم کم است و بعضی وقت ها چند روز پشت سر هم دست خالی به ساحل بر می گردیم. اما بعضی روزها هم دریا سخاوت به خرج می دهدآنقدری صید می کنیم که جبران چند روزی که دست خالی برگشتیم را می کند .
او با لبخندمی گوید؛اعتقاد دارم از هر دست که بدهی از همان دست می گیری ،بیشتر وقت ها آنقدر دستمان پر بود تا جایی که همکاران از میزان صیدی که به دست آمده تعجب می کردند. مالک و ناخدا و ملوانان به صورت سهم بندی هر کدام بخشی از صید را برمی دارندکه نسبتآ می توان با آن گذران زندگی کرد که البته کار هرروز مان کنار گذاشتن سهم فقرا و مساکین از صید نیز است که هر روز سهم فقرابه یکی از ملوانان تحویل می شود تا در بین همسایگان فقیر خود تقسیم کند .
با ناخدا در مورد مهارت صیادان جزیره در خصوص تشخیص کیفیت ماهی و اینکه به راحتی می توانند با یک نگاه تشخیص دهند ماهی در چه مکانی صید شده مشغول صحبت بودیم که پسر بزرگ ناخدا علی که اینک میراث دار حرفه پدر است به جمع ما می پیوندد.
از ناخدا علی در خصوص دل نگرانی هایش برای آینده این حرفه می پرسم؛ با نگاهی به دور دست و افق دریا می گوید؛ صیادی کار بسیار بسیارسخت و طاقت فرسایی است که پیری زودرس را به دنبال دارد این روز ها هم با وجود فشار بیش از ظرفیت به دریا و برداشت بی رویه، اوضاع بدتر شده و ذخایردریا رو به کمبود است.
او اضافه می کند؛ برای حفظ ذخایر باید قدم برداشت و با اعمال تعلیق صید در فصول های تخم ریزی، بازسازی ذخایر،رها سازی بچه ماهی و بچه میگو و احداث زیست گاه های مصنوعی به ذخایر دریا جان تازه ای داد.
برای اینکه حال و هوای گفتگویمان عوض شود از ناخدا علی می خواهم که در مورد جشن “نوروز صیاد” کمی برایم بگوید؛ آخرین روز سال صیادی که 29 تیرماه است را”نوروز صیاد” می نامند که اولین روز از فصل گرمای واقعی است و در واقع سال صیادی به پایان رسیده است.

“نوروز صیاد” از قدیم الایام بوده و هنوز هم این رسم زیبا در روستای” سلخ” در 100 کیلومتری جنوب قشم برگزار می شود. در این روز ، تمام صیادان منطقه در روستای سلخ جزیره ی قشم گرد هم می آیند و صید را تعطیل می کنند تا دریایی که تمام روزیشان رادر طول سال تامین می کند استراحت کند.
مردمان محلی معتقدند که این روز مختص زاد و ولد ماهیان و باروری دریاست، براساس همین باور در این روز هیچ لنج و قایقی به دریا نمی رود و از تور و قلاب هم خبری نیست.
نوروز صیاد هم مثل هر آیین دیگری رسومات خاص خود را داردکه از روشنی هوا در صبح شروع می شود و تا غروب آفتاب ادامه می یابد از رسومات این روز شست و شوی بدن در آب دریا و نخوردن آبزیان است، علاوه بر اینکه هیچ ماهی و آبزی دیگری نیز صید نمی شود. گلک کشیدن ،نمایش شوشی و رزیف خوانی از دیگر رسومات این جشن است.

از ناخدا علی می خواهم که خاطره ای از سالهای دریانوردی و صیادی برایم بگوید، کمی که ذهنش را جستجو می کند می گوید؛ موج و طوفان با کسی شوخی ندارد و ناخدا باید اقتدار و صلابت داشته باشد و همیشه ملوانان گوش به فرمان اش باشند.
چندین سال قبل زلزله ای در قشم به وقوع پیوست و چند روستا را ویران کرد. همان روز و همان ساعت روی دریا بودیم، بین جزیره قشم و لارک روبه ساحل و جزیره می آمدیم، به یکباره متوجه شدیم صدای وحشتناکی از جزیره بر خواست و باد تندی نیز شروع شد در کمتر از چند دقیقه جزیره که به خوبی مشاهده می شد از دید چشمانمان ناپدید شد.
به محض ناپدید شدن جزیره دستور برگشت را صادر کردم و با صدای بلند به ملوانان آماده باش دادم یکی از ملوانان مخالفت کرد.یادم هست با لحن تند گفتم :حرف نزن و دستور برگشت به سمت لارک که دیده می شد اجرا شد .
هنوز به ساحل لارک نرسیده بودیم که طوفان به ما رسید. چون به جزیره لارک نزدیک شده بودیم موفق شدم خود و ملوانان را نجات دهم. بعد از چند ساعت که طوفان آرام گرفت، به جزیره قشم به سلامتی برگشتیم و خانواده ها را از نگرانی در آوردیم.
این خاطره را هرگز فراموش نمی کنم . بعضی وقت ها تصمیم گرفتن به موقع و هدف گذاری سر وقت لازم است زیراکار در دریا بسیار بسیار با کار در خشکی متفاوت و خطر آفرین تر است و هر لحظه ممکن هست اتفاقی رخ دهد.

تشخیص درست دادن و تجربه کاری مهم ترین چیز برای یک ناخدای خوب است. باید دقیق به جهت حرکت آب دریا ،ساعات جزر و مد، تشخیص درست جهت هوا، باد ،طوفان، ساعات طلوع و غروب ماه ،شناختن بعضی از ستاره های آسمان ،تشخیص و شناخت مرغ های دریایی، تشخیص چراغ های راهنمای دریایی، شناختن علائم دریایی و… توجه کند.
با لبخندی می گوید؛ وقت کم است و قصه دراز، صیادبا امید به دریا می رود، هر وقت با دست پر به ساحل بر می گردد خستگی و سختی کار برایش معنی ندارد و خوشحال و خندان با گردنی برافراشته و دستی شکرگزار به سوی خانواده می رود.